خرید بک لینک

بسمه... هر چي كشيدم بسمه

بسمه ديگه بريدم بسمه نميخوام بيشتر از اين زنده باشم

خير از زندگي نديدم بستمه

بسمه شكنجه هاي زندگي

بسمه در به دري آوارگي

بعد عمري روزو شب زگدو زدن

چي برام مونده خداا جز خستگي

خواسته هات نخواسته هام بود و نخواستي كه يه روز خوش ببينم

گل زندگيمو چيدي داغ عاشقي گذاشتي روي سينم

لحظه لحظه ي زندگيم , عذاب زنده بودنه

ذلت بيكسو يه عمري تنها بودنه

ديگه نه غرور برام مونده خداا نه آبرو

به چه جرمي اخه دنيامو تو كردي زيرو رو

توي زندگيم نديدم من يه روز راحتم

ديگه بس كن اي خدااااا بسه تموم طاقتم




كی فكرشو میكرد با كوله بار غم از خاطرت برم

رفتی گذشتی از احساس من ولی از تو نمیگذرم

كی فكرشو میكرد بعد نبودنت سرخورده تر بشم

من فكر میكنم بازم به یاد تو افسرده تر بشم

پیش تو مردنم یا زنده بودنم فرقی نمیكنه

اما برای من بازنده بودنم فرقی نمیكنه

باید مسیرمو بی همسفر برم

با كوله بار درد كی فكرشو میكرد

من تو جوونی یم پیر غمت شدم

كاری نمیشه كرد كی فكرشو میكرد



برچسب: نویسنده: پوریا آردی تاريخ: سه شنبه 27 فروردين 1392 ساعت: 22:32

صفحه بندی